تبلیغات
پایگاه اینترنتی طاها - بشنو از نی (3)
بسم الله الرحمن الرحیم      به پایگاه اینترنتی گروه فرهنگی طاها خوش آمدید.                               اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
منوی كاربری


 نمایش فید RSS این سایت را صفحه خانگی خود كن ! به مدیر سایت ایمیل بزنید ! این سایت را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !
درباره ما

* دبیرستان پسرانه  شهید مطهری (ره)-واحد مشهد

*درباره دبیرستان

* تصاویری از دبیرستان

* فعالیت ها و برنامه ها

* معرفی شورای سایت

-----------------------------------

* پایگاه اینترنتی طاها

پایگاه اینترنتی طاها باستعانت خداوندمتعال ویاری حضرت ولی عصر(عج)درآذر ماه 1385تاسیس...(ادامه...)

نظرسنجی
به نظر شما از چه طریق می توان بصیرت دینی را بدست آورد؟





نتایج نظرسنجی های گذشته

حدیث ماه

کمال مومن

کمال مومن در سه چیز است:آشنا بودن به مسائل دین،صبر در مقابل شداید و برنامه ریزی دقیق در زندگی.امام جعفر صادق(ع) .(ادامه..)

محصولات فرهنگی

محصولات فرهنگی (نرم افزار-کلیپ و...)تولید شده توسط گروه فرهنگی طاها.

جدیدترین:

خورشید پنهان نسخه1

محصولات دیگر...

صفحات سایت


جزئیات سایت
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

این ماه :

ماه قبل :

كل بازدیدها :

تعداد نویسندگان :
تعداد صفحات :

كل مطالب :

امکانات سایت
-تغییر زبان:


-جستجوگر:


-خبرنامه:

شما می توانید با وارد كردن ایمیل خود در این قسمت از به روز شدن  سایت با خبر شوید .





جمعه 29 مرداد 1389
   بشنو از نی (3)

مروری بر شرح دعای ابوحمزه ثمالی به قلم استاد صفایی حائری از کتاب "بشنو از نی" ایشان (3):

وَ الْحَمْدُلِلّهِ الَّذى أَسئَلُهُ فَیُعْطینى وَ إِنْ كْنُتَ بَخیلاً حینً یَسْتَقْرِضُنى.
 وقتى او از من قرض مى‏خواهد و از داده‏هاى خودش از من طلب مى‏كند، تا من به جریان بیفتم و در جریان، بهره بدهم و بهره ببرم، بارور شوم و بارور كنم و همچون آب‏هاى راكد نگندم و همچون شیر مانده در پستان، چرك و دمل نشوم، من بخل مى‏ورزم و خیال مى‏كنم كه با دادن، كم مى‏شوم، ....
 در حالى كه پستانى را كه مى‏دوشى، رگ مى‏آید و زیاد مى‏شود و هنگامى كه رهایش كردى مى‏خشكد و حتى پیش از خشكیدن، چرك و دمل مى‏شود. من با این كه هستیم از خود اوست و به او قرض نمى‏دهم، ولى او همین كه سراغش آمدم و از او خواستم به من مى‏بخشد و این گونه با چوبكارى ادبم مى‏كند و این گونه شرمسارم مى‏سازد.

 أَلُحَمُدلِلّهِ الَّذى أُنادیِهِ كُلَّما شِئتُ لِحاجَتى وَ أَخْلُو بِهِ حَیْثُ شِئْتُ لِسِرِّى؛
 سپاس او را كه همراه من است و هر وقت خواستم صدایش مى‏زنم، براى نیازهایم و با او خلوت مى‏كنم، هر جا خواستم، به خاطر رازهایم، بدون این كه همراهى و واسطه‏اى بخواهم.
 انسان گاهى حرف‏هایى دارد كه با زبانش هم بیگانه است. وقتى بر زبان مى‏آورد، سرد مى‏شود و بى‏مزه مى‏شود.
 انسان رازهایى دارد كه جز با نگاه و توجه و خلوتش نمى‏تواند بیان كند و هیچ رابطه‏اى نمى‏تواند در این میان میاندارى كند. و اوست كه در هر كجا، در این خلوت آماده است، آن هم بدون شفیع، نیازها را تأمین مى‏كند و اوست كه كمبودها را مى‏رساند.

 أَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى لاأَدْعُو غَیْرَه وَ لَوْ دَعَوتُ غَیْرَهُ لَمْ‏یَسْتَجِبْ لى دُعائى؛
 سپاس براى او كه جز او را نمى‏خوانم، كه آنها مرا براى خود مى‏خواهند و اگر در بحرانى و در تنگنایى آنها را بخوانم، جوابم نمى‏دهند. این خلق یا نمى‏شنوند و یا جواب نمى‏دهند. و حتى اگر تمام هستى هم در دست آنها باشد توانایى دادنش را ندارند؛ قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ خَزائِنَ رَحْمَةِ رَبّى إذاً لَأَمْسَكْتُمْ خَشْیَةَ الْإِنْفاق وَ كانَ الانْسانُ قَتُوراً؛
اگر شما تمام دارایى خدا را داشتید، بخل مى‏ورزیدید، به خاطر ترس از انفاق. انسان سخت‏گیر است و این سخت‏گیرى به خاطر محدودیت او است، هر چند دارایى نامحدود داشته باشد.
 پس این خلق كه اگر بخوانمشان جوابم را نمى‏دهند، چرا بت من باشند و چرا تكیه گاه من؟!
 راستى كه امام در این جمله بر آنچه كه ما را به ضعف اعصاب و فشار خون انداخته، چگونه تصرف مى‏كند و چگونه آن همه رنج را به حمد و سپاس تبدیل مى‏كند. و آن همه ضربه و تنهایى و محرومیت را لطفى مى‏شناسد و از آن بهره‏بردارى مى‏كند كه تو با خودت تصمیم بگیرى كه؛ لا أَدْعُو غَیْرَه؛ جز او را نمى‏خوانم كه در خواندن محرومیت است.

 وَالْحَمْدُلِلّهِ الَّذى لا أَرْجُو غَیْرَهُ وَ لَوْ رَجَوتُ غَیْرَهُ لَأَخْلَفَ رَجآئى؛ و نه تنها غیر او را نمى‏خوانم، از غیر او نمى‏خواهم، كه حتى به غیر او امیدهم نمى‏بندم؛ كه امیدها هرز مى‏روند و به جایى نمى‏رسانند.
 چقدر انسان براى ساختن خانه و درو كشتزار و انبار خرمنش به این و آن امید بسته و حتى از پیش برایشان كار كرده و آنها كنارش گذاشته‏اند و در سر بزنگاه رهایش كرده‏اند، امیدهایش را هرز داده‏اند.

نویسنده:مرصاد ساعت 03:44 ب.ظ موضوع :‌ ک-جامعه وفرهنگ , معارف-ادعیه ومستحبات , معارف-اخلاقی واعتقادی ,

لینك ثابت | نظرات ()