تبلیغات
پایگاه اینترنتی طاها - سلسله مباحث«حماسه عاشورا از دیدگاه بزرگان» (1)
بسم الله الرحمن الرحیم      به پایگاه اینترنتی گروه فرهنگی طاها خوش آمدید.                               اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
منوی كاربری


 نمایش فید RSS این سایت را صفحه خانگی خود كن ! به مدیر سایت ایمیل بزنید ! این سایت را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !
درباره ما

* دبیرستان پسرانه  شهید مطهری (ره)-واحد مشهد

*درباره دبیرستان

* تصاویری از دبیرستان

* فعالیت ها و برنامه ها

* معرفی شورای سایت

-----------------------------------

* پایگاه اینترنتی طاها

پایگاه اینترنتی طاها باستعانت خداوندمتعال ویاری حضرت ولی عصر(عج)درآذر ماه 1385تاسیس...(ادامه...)

نظرسنجی
به نظر شما از چه طریق می توان بصیرت دینی را بدست آورد؟





نتایج نظرسنجی های گذشته

حدیث ماه

کمال مومن

کمال مومن در سه چیز است:آشنا بودن به مسائل دین،صبر در مقابل شداید و برنامه ریزی دقیق در زندگی.امام جعفر صادق(ع) .(ادامه..)

محصولات فرهنگی

محصولات فرهنگی (نرم افزار-کلیپ و...)تولید شده توسط گروه فرهنگی طاها.

جدیدترین:

خورشید پنهان نسخه1

محصولات دیگر...

صفحات سایت


جزئیات سایت
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

این ماه :

ماه قبل :

كل بازدیدها :

تعداد نویسندگان :
تعداد صفحات :

كل مطالب :

امکانات سایت
-تغییر زبان:


-جستجوگر:


-خبرنامه:

شما می توانید با وارد كردن ایمیل خود در این قسمت از به روز شدن  سایت با خبر شوید .





چهارشنبه 17 آذر 1389
   سلسله مباحث«حماسه عاشورا از دیدگاه بزرگان» (1)


عزاداری و فقه عاشورایی از
 
دیدگاه امام خمینی (ره)

 نویسنده : علی شریعتی
منبع : سایت راسخون 

در این مقاله می خوانیم که ...

درارزیابی قیام عاشورا، برخی اساساً منكر وجود صیغه سیاسی برای قیام عاشورا شده اند و این تحلیل را تا آنجا پیش برده اند كه اصولاًدخالت د رچنین امور در شان انبیاو اولیا(ع) كه برای هدایت خلق آمده اند نیست.
برخی نیز اهدافی در مرتبه دوم و سوم اولویت را جزء علل ...

ادامه مقاله در ادامه مطلب...


از مقالات برگزیده ی مسابقه ی روایت محرم

 درارزیابی قیام عاشورا، برخی اساساً منكر وجود صیغه سیاسی برای قیام عاشورا شده اند و این تحلیل را تا آنجا پیش برده اند كه اصولاًدخالت د رچنین امور در شان انبیاو اولیا(ع) كه برای هدایت خلق آمده اند نیست.
برخی نیز اهدافی در مرتبه دوم و سوم اولویت را جزء علل و انگیزه های اصلی قیام ذكر نموده اند. بعضی نیز نتوانستند میان سیاسی بودن حركت به انگیزه به دست گرفتن حكومت را با آگاهی حضرت (ع) از فرجام كار وفق دهند وراه انكار آگاهی تفضیلی حضرت (ع) به سرنوشتی كه جز شهادت نیست را در پی گرفته اند . صاحب جواهر (رض) این قیام را حركتی اسراآمیز می داند كه نمی توان تفسیری بر اساس ملاكهای جاری در فقه برآن گذارد.
درنگاه آنان كه تنها راه باقیمانده برای حضرت (ع) را همین می دانند والا دچار سرنوشتی بدتر و دردناكتر می شد. انگیزه اصلی را باید دراین شمرده كه حضرت (ع) برای نجات ازآن وضعیت فجیح تر ،‌از باب اهم و مهم این را برگزید؛ راهی كه البته توانست ثمرات دیگری را نیز چون افشای ماهیت دشمن به همراه داشته باشد.
آنچه حضرت امام خمینی (قده) برآن تاكید ورزیده و درعمل خویش نیز به وضوح نشان داد، بسیار فراتر و متقاوت با تحلیلهای انجام شده است، چه درحوزه فقه و استنباط و چه درحیطه مسایل اجتماعی و كلامی.
ساختار تحلیل فقهی – اجتماعی امام مبتنی بر عناصر مهم زیر است:
1- حركت امام (ع) یك حركت كاملا سیاسی و حساب شده در جهت برپایی حكومت اسلامی وبه عنوان ادای یك تكلیف بود.
2- آگاهی امام (ع) به شهادت ،‌مانع این حركت نبود، یعنی امام (ع) درعین علم به شهادت خود به سرنوشت قیام به انگیزه یاد شده حركت نمود.
3- مصالح عالیه و پراهمیت اسلام درهیچ شرایطی نادیده گرفته نمی شود و عسر و حرج و ضرر، موجب رفع تكلیف نمی گردد. خسارت وضرر جانی را نیز باید برای چنین اموری پذیرفت و این یك تكلیف شرعی است.
4- این قیام و اقدام امام (ع) كاملا قابل تاسی و به عنوان یك الگو، برای همیشه و برای همه مسلمانان است.
با عنایت به اصول یاد شده به راحتی می توان از وجهه تحلیل و دیدگاه حضرت امام (قده) به ارزیابی و پاسخ نظراتی كه گذشت پرداخت.
امام راحل (قده) از دیرزمان و به مناسبتهای مختلف درموضع یك فقیه بزرگ و مرجع تقلید و به عنوان راهبرد جامعه اسلامی،‌عناصر یاد شده را در سخنان و نوشته های خویش آورده است و حركت و مبارزات خود را نیز با همین جانمایه به سرانجام رساند. آنچه از آن بزرگوار در پی می آید ، اصول یاد شده را به گونه ای روشن بیان می كند.
عاشورا ،‌ الگویی برای همه
هر چه درتحلیل بزرگانی چون فقیه نامی شیخ محمد حسن نجفی ، صاحب كتاب عظیم جواهر الكلام ،‌قیام سید الشهدا(ع) به عنوان تكلیفی ویژه آمده است كه جزء اسرار الهی به شمار می رود و با قواعد وظواهر ادله همخوانی ندارد واز این رو نمی تواند به عنوان یك مستند فقهی مطرح گردد ولی این تحلیل از نظر گاه فقهی بزرگانی چون علامه حلی، شهید ثانی، محقق ثانی، صاحب ریاض و درنهایت، حضرت امام خمینی نمی تواند پذیرفته باشد.
اگر پذیرفتیم كه قیام حضرت (ع) درچارچوب قواعد و ادله موجود فقهی قابل تحلیل و تفسیر می باشد ، قهر نباید آن را تكلیفی ویژه حضرت (ع) دانست . علاوه بر این كه دلایل بسیاری نیز در دست است كه به وضوح نشان می دهد حركت وقیام سید الشهدا(ع) یك مصداق كامل از ادله و قواعد عامی است كه در متون اسلامی ما موجود است و خود به عنوان یك الگو وحجت شرعی برای دیگران به شمار می رود.
طبعاً درمحدوده این بحث جای پرداختن تفصیلی به همه این موارد نیست. اما ذكر مواردی چند، می تواند شاهدی برمدعای یاد شده باشد و دستمایه ای برای بررسی بیشتر و طبعاً ااگر حضرت امام خمینی ، به روشنی تمام و با تاكید زیاد، بارها براین حقیقت پای فشرده اند كه حركت سیدالشهدا(ع) یك الگو و حجت به شمار می رود، از جمله بر اساس همین نمونه هاست.
امام خمینی قیام سید الشهدا(ع) را یك اسوء تمام عیار می داند كه از نقطه نظر فقهی و عمل به وظایف و تكلیف دینی، كاملاً باید سرمشق قرار گیرد. امام نه تنها فلسفه قیام و شهادت سید الشهدا(ع) را قابل درك و منطبق برموازین جاری درفقه می داند ،‌بلكه به عنوان یك" حجت بالغه شرعی" می شمارد كه باید ملاك عمل اجتماعی مسلمانان قرار گیرد و از همین رو است كه تبلیغ و هدایت جامعه به این حجت شرعی را وظیفه متولیان ارشاد و هدایت جامعه می شمارد:
" آنچه كه سید الشهدا(ع) عمل كرد و آن ایده ای كه او داشت و آن راهی كه اول وقت و آن پیروزی كه بعد از شهادت برای او حاصل شده و برای اسلام حاصل شده ، (روحانیون ) به (برای) مردم روشن كنند و بفهمانند به همه كه مساله مجاهده درراه اسلام است آن است كه اوكرد، می دانست كه با یك عده قلیل ‌، كمتر از صد نفر، نمی شود ‌مقابله با یك همچون ظالمی دارای همه چیز كرد."(1)
و در جایی دیگر می فرماید:
" مگر نه آن است كه دستور آموزنده " كل یوم عاشورا و كل ارض كربلا" باید سرمشق امت اسلامی باشد . قیام همگانی درهر روز و درهر سرزمین عاشورا قیام عدالت خواهان با عددی قلیل و ایمانی و عشقی بزرگ درمقابل ستمگران كاخ نشین و مستكبران غارتگر بود ودستور آن است كه این برنامه ،‌سرلوحه زندگی درهر روز و درهر سرزمین باشد".(2)
درالگو سازی و معرفی حركت سید الشهدا(ع) به عنوان یك سرمشق ،‌اگر نبود جز حجم بسیار وسیع و متنوعی از روایات و رهنمودهایی كه در جهت احیا و زنده داشتن نام و قیام حضرت (ع) و برائت جستن از كسانی كه در مقابل وی ایستادند یااو را یاری نكردند ‌،از طرف اولیای دین، صلوات الله علیهم ‌، وارد شده است، همین امر درالگو بودن و قابل احتجاج بودن قیام سید الشهدا(ع)كفایت می كرد.
تنها مروری اجمالی بر فهرست رهنمودها ، دستورالعملها و تاكیداتی كه از جانب آن بزرگواران درزمینه های مختلف موضوع كربلا وقیام سید الشهدا(ع) در كتابهای حدیثی وارد شده و از نظر گذراندن آن همه ارزش، پاداش و ثوابهای كه برای انواع زیارت ،‌ گریه و عزاداری و تربت كربلا و حتی آبی فرات ،‌بیان شده است ونگاهی كوتاه به محتوای متونی كه به عنوان زیارت حضرت (ع) نقل شده ‌،همه وهمه ،‌به خ وبی گواه بر حقیقتی است كه حضرت امام خمینی بارها برآن تاكید ورزید و آن را مبنای حركت خویش درانقلاب اسلامی قرار داد.
اگر ملاحظه شود كه به عنوان مثال ، تنها در خصوص خاك كربلا حدود یكصد روایت به شكلهای گوناگون عظمت و ارزش آن را بازگو می كند و توجه شود كه چگونه این خاك مقدس ‌،قرین حیات یك شیعه ازولادت تا مرگ ،‌درهر صبح و شام می شود ، كام اوبا آن تربت برداشته می شود و كفن او با آن بسته می گردد. و حتی نحوه برگرفتن این خاك از زمین كربلا آموزش داده شده و دعای ویژه ای نیز برای آن منظور می شود. اذعان خواهیم كرد كه حركت امام حسین (ع) تنها یك مرز میان خدای تبارك و تعالی و وی نبوده است. بلكه موضوعی قابل فهم و قابل استدلال و مصداقی از رهنمودهای كلی دین است و طبعاً مصداقی از رهنمودهای كلی دین است وطبعاً قابل پیروی و احتجاج می باشد.
به عنوان مثال ، اگر به مقایسه ای كه در خود روایات درخصوص ارزش زیارت سید الشهدا(ع) و انجام حج و عمره صورت گرفته توجه شود و یا به معادلهایی كه برای یك قطره اشك وحتی خود را گریان نشان داده ذكر شده توجه شود حقیقت یاد شده بیشتر نمایان خواهد شد.
با هر روی حجم گسترده ای كه احادیث و دستورالعملها كه درخصوص سید الشهدا(ع) و مسایل مربوط به ویدرابواب مختلف كتابهای حدیثی و حتی فقهی ما وجود دارد، منبعی الهام بخش و بسیار گویا درتلاش اولیا دین، صلوات الله علیهم ، برای الگوسازی قیام امام حسین (ع) می باشد.
علاوه بر این ،‌بازگویی نمونه هایی از سخنان خود سید الشهدا(ع) كه فلسفه و انگیزه حركت خویش را بیان می كند، به خوبی می تواند این ركن تحلیل قیام عاشورا را از منظر امام خمینی ، یعنی الگو بودن آن روشن كند.
چرا كه استدلال حضرت (ع)درلزوم این حركت وپاسخ او درمقابل آنان كه تلاش می كردند حضرت را از این حركت باز دارند تنها همان جریان خواب دیدن پیامبر اكرم (ص) و این گفته حضرت (ص) كه خداوند خواسته است تو راكشته ببیند بود، برای مدعای بزرگانی چون مرحوم صاحب جواهر می شدمحملی ارایه كرد؛ اما پر واضح است امام (ع) بارها با تكیه بر اصول و مبانی پذیرفته شده و قطعی دینی ،‌به تحلیل و تبیین حركت خود پرداخته است و استدلالها و پاسخها سربسته ولی محدودی مانند خواب یاد شده را تنها درشرایطی ویژه كه حركت حضرت (ع) درنگاه مخاطب ،‌هیچ توجیهی نمی توانست داشته باشد ،‌ارایه شده است.
بنا براین ، اگر سید الشهدا(ع) درتبیین و توجیه حركت خویش با عنوان نمونه، به مسایلی چون لزوم امر به معروف و نهی از منكر ‌،مبارزه با ظلم ‌استیفای حقوق ‌،اصلاح جامعه ‌، حق طلبی و دفع فساد می پردازد و اینها را مبنای استدلال خود قرار می دهد ،‌روشن است مسایل و احكامی را مبنای استدلال وحركت او ندارد و جزء ارتكازات دینی و قطعی مخاطبان بوده است.
تلاش حضرت (ع) دراین روشنگریها این بود كه حركت خویش را از مصادیق این كلیات معرفی كند وقهراً از دیگران نیز بخواهد كه دراین قیام به او بپیوندند و گرنه ، اصولاً فراخوانی دیگران و استدلال به مرتكزات اعتقادی آنان ،‌ چه وجهی می توانست داشته باشد و در چارچوب كدام یك از وظایف آنان قرار می گرفت؟
به نظر می رسد نقش دلیل آوردن حضرت (ع) و تكیه كردن بر اصول و مبانی پذیرفته شده درارتكازات اسلامی و اعتقادی جامعه آن روز ،‌گواه روشنی بر تلاش امام (ع) در تطبیق حركت خویش برآموزه های دینی و در نتیجه الگو بورن آن می باشد. حتی اگر دراین بحث به نوع استدلالها و تحلیلهای حضرت (ع) نیز پرداخته نشود، بااین حال ،‌نمونه هایی كه به دنبال می اید تاكید براین حقیقت است.
دروصیت نامه ای كه سید الشهدا(ع) هنگام خروج از مدینه برای برادرش محمد بن حنفیه نوشت(3) امام(ع) تاكید می كند كه من از سر مفسده جویی و دنیا طلبی و هواخواهی و ستم از این شهر بیرون نرفتم. آنگاه اصلاح امت پیامبر (ص) امربه معروف و نهی از منكر و حركت در چارچوب مسیر پیامبر (ص) و امیرالمومنین(ع) را انگیزه حركت خویش می شمارد:
" و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی، ارید آن امر بالمعروف و انهی عن المنكر و اسیر بسیره جدی و ابی علی بن ابی طالب (ع)".
و اینها همه مفاهیم و حقایقی است قابل فهم و پیروی برای همه مسلمانان طبعاً كسی نمی تواند بگوید كه حركت اصلاح طلبانه نكن ،‌یا كاری به امر به معروف و نهی از منكر نداشته باش و با روش و سیره پیامبر (ص) و علی (ع) را پیروی نكن. اگر برخی نیز مخالف می كردند ناشی از تردید در ثمر بخشی یا تطبیق در مصداق بود ویا آن گاه كه با سپاهیان حر و محدودیتهایی كه ایجاد كردند مواجه می شود،
درمیان یاران خویش به سخنرانی و تحلیل وضعیت جامعه و شرایط فراهم آمده می پردازد و خطاب به اصحاب خود، درتوجه دادن به موقعیت و مسوولیت خطیری كه در آن قرار دارند، به مساله حق گریزی و باطل خواهی موجود در جامعه اشاره می كند و آن را به گونه ای می بیند كه مومن را مشتاق مرگ می كند و مرگ را برای خود سعادت می شمارد و زندگی با ظالمان را ننگ و خواری ،‌امام (ع) پس از حمد و ثنای الهی می فرماید:
" انه قدر نزل من الامر ما قد ترون ‌،و ان الدنیا قد تغیرت و تنكرت و ادبر معروفها و الم یبق منها الاصبابه كصبابه الاناء و خسیس عیش كالمرعی الولیل الا ترون الی الحق لا یعمل به، والی الباطل لا یتناهی عنه ، لیرغب المومن فی لقاء ربه حقا حقا، فانی لا اری الموت الا سعاده و الحیاه مع الظالمین الا برما."
" شرایط پیش آمده را می بینید و دنیا جدا دگرگون شده و چهره ای ناپسند گرفته و خوبی به آن پشت كرده است و آن از جرعه ای جز ته مانده ظرف ،‌نمانده و زندگی بی ارزش چون چراگاهی خشك و سنگلاخ. آیا به حق نمی نگرید كه عمل نمی شود و باطل كه از آن پرهیز نمی گردد! به راستی كه مومن باید مشتاق ملاقات پروردگار باشد، من كه مرگ را جز خوشبختی وزندگی با ستمكاران را جز نكبت نمی بینم".
چهره ای كه امام (ع) از جامعه و شرایط موجود ترسیم می كند ، به ویژه با توجه دادن یاران خویش به جایگاه حق و باطل دراین جامعه و با تاكید برموقعیتی كه یك " مومن" درچنین فضایی دارد، طبیعی است كه تنها برای موجه ساختن و تحلیل حركتی كه ویژه حضرت (ع) است ودیگران را با آن كاری نیست ،‌نمی باشد و هر چندان امام (ره) بینش خویش نسبت به زندگی درچنین جامعه ای را بازگو می كند و مرگ را سعادت می شمارد اما او درواقع یك قاعده را ارایه می دهد.
نمونه دیگر سختی است كه امام (ع) درمنزل بیضه ‌،خطاب به كوفیانی كه به همراه حربن یزید ریاحی برای ممانعت ازورود حضرت (ع) به كوفه آمده بودند بیان فرمود،
امام (ع) دراین سخنان ،‌پس از حمد و ستایش الهی ،‌در تبیین ضرورت مبارزه با دستگاه بنی امیه وجلوگیری از فساد و ستم و احیا حدود و احكام الهی و ایجاد حكومت عدل ، سختی از پیامبر اكرم(ص) را بازگو نموده و آن را گواه حقانیت موضع خویش و ضرورت این قیام می گیرد و خود را بیش از همه مسوول و موظف به عمل كرد ن به مفاد سخن رسول خدا(ص) می شمارد.
و آنگاه به موضوع نامه ها و دعوتهایی كه از جانب آنان ارسال شده و مفاد بیعتی كه با وی كرده بودند اشاره می كند و یادآور می شود كه اگر بر پیمان خویش هستند كه خوب او حسین بن علی است! واگر چنین نمی كنند و پیمان از سر خویش برداشته اند ،‌البته از چنین مردمی با آن پیشینه ، امری بعید نیست و به هر حال نتیجه سوء عهد شكنی به خود آنان برمی گردد.
متن سخن حضرت (ع) چنین است:
" ایها الناس ! ان رسول الله (ص) قال : من رای سلطانا جائز مستحلا لحرم الله، ناكثا لعهد الله ‌،مخالفا لسنه رسول الله (ص) ، یعمل فی عبادالله بالاثم و العدوان ،‌ فلم یغیر علیه بفعل و لا قول كان حقا علی الله ان یدخله مدخله، الا و ان هولاء قد لزموا طاعه الشیطان و تركواطاعه الرحمن و اظهروا الفساد و عطلوا الحدود و استاثروا بالقی و احلوا حرام الله و حرموا حلاله و انا احق من اتثنی كتبكم و قدمت علی رسلكم بیعتكم انكم لا تسلمونی ولا تخذلونی ،‌فان تممتم علی بیعتكم تصیبوا رشد كم ، فانا الحسین بن علی و ابن فاطمه بنت رسول الله (ص) نفسی مع انفسكم واهلی مع اهلیكم ، فلكم فی اسوه و ان لم تفعلوا و نقضتم عهد كم و خلعتم بیعتی من اعناقكم فالعمری ما هی لكم بنكر، لقد فعلتموها بابی واخی و ابن عمی مسلم ‌،و المغرور من اغتربكم فحظكم اخطاتم و نطییكم ضیعتم " ومن نك بنكث علی نفسی و سیغنی الله عنك " و السلام علیك و رحمه الله و بركاته ".(5)
استدالال امام (ع) به سخن پیامبر (ص) در خصوص ضرورت مبارزه با حكومت جور و فاسد و معرفی بنی امیه و دستگاه یزید به عنوان مصداقی روشن از این حیث به خوبی نشان می دهد كه امام (ع) دست به اقدام و حركتی زده است كه درچارچوب قواعد كلی ومسوولیتهای اسلامی تفسیر و تحلیل می گردد واز این رو ازآنان می خواهد كه درهمین چارچوب او را یاری كنند اگر تنها وظیفه ای ویژه حضرت (ع) ورمزی میان او و خداوند بود كه دیگران را با آن كاری نیست ، این بیانات ازناحیه حضرت (ع) چه توجیهی می توانست داشته باشد .
آنچه حضرت امام خمینی به گونه ای گویا وزیبا با اشاره به دستور آموزنده "كل یوم عاشورا وكل ارض كربلا" برآن تاكید ورزیده است دراشاره به همین حقیقت است كه قیام سید الشهدا(ع) یك الگوی تمام عیار و قابل پیروی برای دیگران درتمام دوره ها می باشد. ایشان بار دیگر براین حقیقت ،‌این گونه تاكید می فرمایند:
" دستور است این، دستورعلی امام حسین (ع) دستور است برای همه؛ " كل یوم عاشورا و كل ارض كربلا" دستور است به این كه هر روز درهر جا باید همان نهضت را ادامه بدهید، همان برنامه را ،‌امام حسین (ع) باعده كم ، همه چیزش را فدای اسلام كرد، مقابل یك امپراتوری بزرگ ایستاد و گفت: هر روز باید درهر جا این محفوظ بماند"(6)
آنچه حضرت امام خمینی (قده) درباره حادثه كربلا ابراز فرموده است ،بسیار بیش از فرازهای یاد شده است ،‌از آنچه ذكر شده به خوبی می تواند دیدگاه ایشان را در برابر نقطه نظرات و دیدگاههای فقهای بزرگ چون مرحوم صاحب جواهر به دست آورد و از این نگاه به نقد و ارزیابی آنها پرداخت.
جمع بندی دیدگاه امام خمینی (ره)
1- حركت سید الشهدا(ع) یك اقدام كربلا سیاسی بود كه حضرت(ع) شرعا خود را مكلف به آن می دانست .
2- هدف نهایی از فلسفه وجود این قیام ، تلاش برای تشكیل حكومت اسلامی بود و فهم این فلسفه و درك علل قیام، دوراز دسترس و خارج از توان ما نیست .
3- این حركت ،‌یك اقدام كاملا انتخابی و به تشخیص خود امام (ره) بود وعملا راه برای سازش با دشمن نیز برای او باز بود.
4- مصالحه و ساز ش با دشمن برخلاف مصلح اسلام و جامعه اسلامی بود.
5- حضرت (ع)كاملاً به سرنوشت ،‌ حركت ،‌ آگاهی داشت و به حسب معمولی نیز نتیجه ای جز كشته شدن پیش بینی نمی شد.
6- آگاهی امام (ع) ازسرنوشت قیام ،‌مناقاتی با لزوم جهاد برای برپا یی حكومت ومبارزه با ظلم ندارد.
7- قیام امام (ع) یك حجت شرعی و الگوی فقهی و عملی برای همه دوره ها و تمام سرزمینهای و نه تكلیفی مختص آن حضرت (ع).
8- درتعارض مصلحت فرد و مصالح جامعه ‌،تقدم با جامعه است و فرد باید فدای جامعه گردد.
9- قواعد نفی عسر و خرج ونفی ضرر، درامور مهمی كه اسلام عنایت ویژه به آن دارد جاری نیست.
10- حتی با فرض صدق عنوان " القاء در تهلكه " نسبت به قیام عاشورا دلیل حرمت آن ، شامل مواردی چون جهاد و ضرورت مبارزه و تشكیل نظام عدل نمی گردد.
11- آنچه ملاك اصلی درجنگ وصلح است، انجام تكلیف است نه كمی وزیادی نیرو ونه پیروزی وشكست .
12- سید الشهدا(ع) درهر حال خود را پیروز می دانست ،‌چرا كه ملاك پیروزی ،‌انجام تكلیف مبارزه با ظلم و تلاش برای برپایی حكومت عدل بود.
اینك با توجه به محورهای فوق می توانیم به ارزیابی دقیقتر نسبت به دیدگاههای فقهی مطرح شده بپردازیم و بدین سان بود كه فقه بزرگ امت اسلامی ،‌حضرت امام خمینی (ره) درهای جدیدی را درتحلیل صحیح و بهره برداری كامل و اساس از قیام سید شهیدان عالم ،‌حضرت ابی عبدالله الحسین (ع) گشودو روزنه هایی را كه فقهای پیشین نشان داده بودند به راههای همواری مبدل ساخت تا فقها و صاحب نظران حوزه استنباط وفقاهت و دیگر ره جویان مباحث دینی – اجتماعی ، گامهایی استوار بردارند.

پی نوشت ها :
 

1- صحیفه نور، ج 17 ص 61
2- صحیفه نور، ج 9 ص 57
3- به نقل از بحارالانوار ‌، ج 44 ص 329
4- بحارالانوار ،‌ج 4 ص 304
5- تاریخ طبری ، ج 4 ص 304
6- صحیفه نور، ج 10 ص 31


منبع:   WWW.Rasekhon.net

نویسنده:مهدیار ساعت 07:19 ب.ظ موضوع :‌ معارف- سیره ا‍ﺋمه اطهار(ع) ,

لینك ثابت | نظرات ()