تبلیغات
پایگاه اینترنتی طاها - بسترها و دستاوردهاى قیام پانزده خرداد
بسم الله الرحمن الرحیم      به پایگاه اینترنتی گروه فرهنگی طاها خوش آمدید.                               اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
منوی كاربری


 نمایش فید RSS این سایت را صفحه خانگی خود كن ! به مدیر سایت ایمیل بزنید ! این سایت را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !
درباره ما

* دبیرستان پسرانه  شهید مطهری (ره)-واحد مشهد

*درباره دبیرستان

* تصاویری از دبیرستان

* فعالیت ها و برنامه ها

* معرفی شورای سایت

-----------------------------------

* پایگاه اینترنتی طاها

پایگاه اینترنتی طاها باستعانت خداوندمتعال ویاری حضرت ولی عصر(عج)درآذر ماه 1385تاسیس...(ادامه...)

نظرسنجی
به نظر شما از چه طریق می توان بصیرت دینی را بدست آورد؟





نتایج نظرسنجی های گذشته

حدیث ماه

کمال مومن

کمال مومن در سه چیز است:آشنا بودن به مسائل دین،صبر در مقابل شداید و برنامه ریزی دقیق در زندگی.امام جعفر صادق(ع) .(ادامه..)

محصولات فرهنگی

محصولات فرهنگی (نرم افزار-کلیپ و...)تولید شده توسط گروه فرهنگی طاها.

جدیدترین:

خورشید پنهان نسخه1

محصولات دیگر...

صفحات سایت


جزئیات سایت
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

این ماه :

ماه قبل :

كل بازدیدها :

تعداد نویسندگان :
تعداد صفحات :

كل مطالب :

امکانات سایت
-تغییر زبان:


-جستجوگر:


-خبرنامه:

شما می توانید با وارد كردن ایمیل خود در این قسمت از به روز شدن  سایت با خبر شوید .





یکشنبه 15 خرداد 1390
   بسترها و دستاوردهاى قیام پانزده خرداد
 

بسترها و دستاوردهاى قیام پانزده خرداد

بى تردید هیچ دگرگونى و انقلابى بى ریشه و علت پدید نمى آید و بسترها و عواملى در شكل گیرى آن مؤثر است.

قیام 15 خرداد نیز جنبشى ماندگار و اثر گذار است و نقطه عطفى در كارنامه انقلاب اسلامى ایران به شمار مى رود. این قیام، سر آغاز تحوّلات و دگرگونیهاى شگفت آورى شد كه به حق مى توان از آن به عنوان "یوم اللّه " نام برد.

عوامل و بسترهاى چندى در پیدایش قیام 15 خرداد نقش دارد كه در این نوشتار ابتدا به بررسى و تبیین آنها مى پردازیم و سپس پیامدها، آثار و دستاوردهاى عظیم آن را مورد بازكاوى دقیق قرار مى دهیم.

عوامل و ریشه ها
==========
بازكاوى عوامل پیدایش نهضت پانزده خرداد ـ به عنوان مقدمه و طلیعه انقلاب شكوهمند اسلامى ـ نیازمند بررسى علل و پیش زمینه هاى مختلفى است كه از نهضت تحریم تنباكو و انقلاب مشروطیت به وجود آمده و تا سال 41 و پس از آن در خود انقلاب اسلامى تداوم داشت و در واقع هم باید بعد مادى و ظاهرى این علل را در نظر گرفت و هم بعد باطنى و معنوى آنها را؛ چنان كه شهید مطهرى مى گوید: "این نهضت، نهضتى است از تیپ نهضت پیامبران؛ یعنى، برخاسته از خودآگاهى یا خدا آگاهى. ....


این خود آگاهى ریشه اش در اعماق فطرت بشر است و وجدان اسلامى بیدار شده جامعه ما، او را در جستجوى ارزشهاى اسلامى برانگیخته است و این وجدان مشترك و روح جمعى جوشان جامعه است كه طبقات مختلف و احیاناً متضادّ را در یك حركت هماهنگ به راه انداخته است... در نیم قرن اخیر [به خصوص با تشكیل سلسله دین ستیز پهلوى[ جریانهایى رخ داد كه بر ضد اهداف عالیه اسلامى و در جهت مخالف آرمانهاى مصلحان صد ساله اخیر بود و طبعاً نمى توانست براى همیشه از طرف جامعه ما بدون عكس العمل بماند: استبداد خشن و وحشى و سلب هر نوع آزادى، نفوذ استعمار نو...، دور نگه داشتن دین از سیاست؛ بلكه بیرون كردن دین از میدان سیاست، كوشش براى بازگرداندن ایران به جاهلیت قبل از اسلام و احیاى شعارهاى مجوسى و میراندن شعارهاى اصیل اسلامى و... . "

در واقع مهم ترین عامل شكل دهنده نهضت 15 خرداد، احساس و باور عمیق توده هاى مردم درباره دین ستیزى، ارزش ستیزى و به حاشیه راندن دین از یك طرف، و حاكم كردن ارزشهاى مرده و منحط غربى و غیر دینى از طرف دیگر بود؛ یعنى، درخواست عمومى مردم براى اصلاح و دگرگونى در ناهنجاریها و كژتابیهاى فكرى، اخلاقى و دینى اى كه داشت شكل مى گرفت.

ریچارد كاتم استاد دانشگاه و مأمور سفارت آمریكا در ایران، مى گوید: "نهضت خمینى رحمه الله به طور ناگهانى و سحرآمیز در ظرف چند ماه به وجود نیامد و سر بلند نكرد؛ ریشه هایش عمیقاً در گذشته ایران قرار دارد و به گذشته اى دور باز مى گردد. واقع تر بگویم: این جنبش، تداوم نهضتى براى دگرگونى بنیادین بود كه بیشتر از یك قرن قبل نضج گرفته بود. "

از نظر باطنى و درونى، علّت اصلى نهضت 15 خرداد بازیابى هویت اسلامى ایران و تلاش در جهت حاكمیت ارزشهاى اخلاقى و دینى بود. با این حال مى توان عوامل تكوینى و شكل دهنده آن را به شمارش در آورد.

عوامل شكل دهنده قیام
==============
انقلاب اسلامى ایران، در دوره شكل گیرى خود (1340 ـ 1343) با یك سرى زمینه ها و مقدمات همراه بود و در این دوره انرژى تحول و دگرگونى، طى یك سلسله جریانات و اقدامات به تدریج به سمت حوزه علمیه قم كشیده شد و رنگ و محتواى مذهبى به خود گرفت و رهبرى یك عالم دینى در حدّ مرجعیت؛ یعنى امام خمینى رحمه الله بر آن مسجّل شد. این زمینه ها و مقدمات عبارت است از:

الف. رحلت آیة اللّه بروجردى و مطرح شدن نام امام خمینى رحمه الله ؛

ب. جریان لایحه انجمنهاى ایالتى و ولایتى؛

ج. جریان همه پرسى ششم بهمن؛

د. حادثه خونین فیضیه (1341)؛

ه . دستگیرى امام رحمه الله و قیام 15 خرداد 1342.

ارائه دكترین كندى
انتخابات ریاست جمهورى سال 1960 آمریكا كه به روى كار آمدن دمكراتها به رهبرى كندى منجر شد، با تغییراتى در سیاست خارجى آن كشور همراه گردید. كندى بر خلاف پیشینیان معتقد به سیاست انعطاف پذیرتر در رویارویى با بحرانها ـ به ویژه در كشورهاى جهان سوّم ـ بود. او معتقد به پیمانهاى اقتصادى به جاى نظامى، فعّال سازى قواى امنیتى و اطلاعاتى به جاى استفاده از ارتش و تقویت برنامه هاى فرهنگى از قبیل سپاه صلح، دمكراسیهاى هدایت شده و... بود. روى كار آمدن دولتهاى غیر نظامى دست نشانده از جمله ابزارهاى دولت كندى براى رسیدن به این هدف بود. در بعد اقتصادى نیز ایجاد طبقه متوسط، به راه انداختن صنایع وابسته و مونتاژ و گسترش اقتصاد مصرفى از برنامه هاى اصلى بود. لازمه رونق اقتصاد سرمایه دارى، داشتن بازار مصرف گسترده و قدرت خرید بیشتر مردم است و براى رسیدن به اهداف اقتصادى، مى بایست ساختار سیاسى ـ اجتماعى مناسبى فراهم شود.

در این میان در ایران كه شاه ـ پس از كودتاى 28 مرداد ـ خود را مدیون آمریكا مى دانست، براى ادامه سلطنت، از سیاستهاى جدید كندى راه گریزى نداشت. محصول این سیاست، روى كار آوردن دولت شریف امامى و طرح شعارهاى آزادى احزاب و فضاى باز سیاسى و اصلاحات ادارى بود؛ اما وى چندان مورد تأیید كندى نبود و هیئت حاكمه جدید آمریكا روى على امینى حساب ویژه اى باز كرده بود.

سفر فروردین 1341 شاه به آمریكا و اطمینان دادن وى به كندى در مورد اجراى برنامه هاى مورد نظر واشنگتن، باعث شد كندى با تغییر دولت در ایران به عنوان راه تضمین حكومت شاه موافقت نماید. در نتیجه شاه در بازگشت، دولت امینى را بر كنار و در 28 تیر 1341 اسدالله علم را جایگزین وى كرد. از اینرو دوران حكومت علم، سر آغاز یكپارچگى در ساختار حكومت شاه و شروعى بر دیكتاتورى مطلق وى در كشور بود.

اولین اقدام دولت علم در جهت اجراى سیاستهاى جدید، تصویب لایحه انجمنهاى ایالتى و ولایتى در هیئت دولت بود.

لایحه انجمنهاى ایالتى و ولایتى
در این لایحه به لزوم حذف اسلام از شرایط نمایندگى مجلس و لزوم سوگند به "كتابهاى آسمانى " به جاى قرآن و... اشاره شده بود. البته بعد از آن بحث انقلاب سفید و طرح رفراندم و... نیز مطرح گردید.

تصویب لایحه انجمنهاى ایالتى و ولایتى (در 16 مهر 1341 توسط دولت علم) و بازتابهاى آن، دلیلى بود تا حضرت امام خمینى رحمه الله نهضت عظیم خویش را بنیان گذارد و این در حالى بود كه با رحلت مرجع عالى قدر شیعه آیت اللّه العظمى بروجردى رحمه الله ، ثلمه اى عظیم به ملت و روحانیت وارد شده بود و رژیم نیز عرصه را براى جولان بلا منازع خود در دین ستیزى مهیا یافت.

به دنبال این مسئله، امام خمینى رحمه الله علماى طراز اوّل را دعوت به مشورت كرد و آنان طى تلگرافى مخالفت خود را با دولت ابلاغ كردند.

امام در پى بى اعتنایى دولت، در اعلامیه اى تأكید فرمود: "اینجانب حسب وظیفه شرعى به ملّت ایران و مسلمین جهان، اعلام خطر مى كنم، قرآن كریم و اسلام در معرض خطر است، استقلال مملكت و اقتصاد آن در معرض قبضه صهیونیستها است... ملّت مسلمان تا رفع این خطرها نشود، سكوت نمى كنند و اگر سكوت كنند، در پیشگاه خداوند قاهر، مسئول و در این عالم محكوم به زوال است. "

سرانجام با پایمردى امام و حمایت مردم و روحانیون، دولت عقب نشینى مى كند و لایحه را پس مى گیرد. این مسئله حائز نكات قابل توجّهى است و نقطه عطفى در مسیر حركت مردمى بود كه موجب تحكیم پایه هاى انقلاب اسلامى گردید.

نكته جالب توجه اینكه امام رحمه الله مبناى این برخوردها را حقّ نظارت مجتهدین بر مصوّبات مجلس مى داند كه در اصل دوّم متمّم قانون اساسى ذكر گردیده و شیخ فضل اللّه نورى رحمه الله در تصویب آن نقش اصلى را داشت.

همچنین حركت امام در جوّ ملتهب ایران آن روز، باعث شد كه انرژى انقلابى ملّت ـ كه از سال 39 به فوران آمده بود و در بحران هویت و رهبرى دست و پا مى زد ـ پشت سر امام و مذهب و روحانیت، كانالیزه شد. از اینرو از نیمه دوّم سال 41 و به دنبال قضیه لایحه انجمنهاى ایالتى و ولایتى، تمام اذهان دولت و ملّت متوجه قم و امام گردید.

مقام معظم رهبرى آیت اللّه خامنه اى مد ظله العالى در مورد شكل گیرى نهضت 15 خرداد، به مسئله انجمنهاى ایالتى و ولایتى اشاره مى كند: "وقتى كه انجمنهاى ایالتى و ولایتى شروع شد، هنگامه عظیمى در سراسر كشور به وجود آمد... در لایحه انجمنهاى ایالتى و ولایتى كه در هیئت دولت به تصویب رسیده بود، قسم به قرآن را به "كتاب آسمانى كه اعتقاد دارد " تبدیل كرده بودند. قید اسلام را نیز از انتخاب كننده و انتخاب شونده، برداشته بودند و به زنان هم به اصطلاح حق رأى داده بودند. این قضیه اى بود كه مخالفت آن با اسلام را همه مى فهمیدند. "

فاجعه قیام آفرین
هنوز خشم عمومى نسبت به این حركت رژیم فروكش نكرده بود كه ساواك قم، مجلس روضه خوانى را كه از طرف آیت اللّه العظمى گلپایگانى رحمه الله منعقد شده بود، مورد حمله قرار داد. در این هجوم كه روز دوّم فروردین 1342 صورت گرفت، مردم و طلاب مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به رگبار بسته شدند و مدرسه فیضیه به خون ملّت رنگین شد.

حضرت امام رحمه الله پس از اطلاع از این فاجعه، سخنرانى تندى علیه شاه كرد و در اعلامیه اى، منشأ سركوبگرى و ظلم؛ یعنى شاه را نشانه رفت: "شاه دوستى؛ یعنى غارتگرى، هتك اسلام، تجاوز به حقوق مسلمین، تجاوز به مراكز علم و دانش. شاه دوستى؛ یعنى، ضربه زدن به پیكر قرآن و اسلام، محو آثار اسلامیت. شاه دوستى؛ یعنى تجاوز به احكام اسلام و تبدیل قرآن كریم. شاه دوستى؛ یعنى كوبیدن روحانیت و اضمحلال آثار رسالت. حضرات آقایان توجّه دارند كه اصول اسلام در معرض خطر است، قرآن و مذهب در مخاطره است... . "

خونهاى ریخته شده در مدرسه فیضیه، و روشنگریهاى شورانگیز امام رحمه الله همچنان ادامه داشت تا محرّم و عاشوراى 1383 ه . ق فرا رسید. حكومت با وضعیت به وجود آمده، تصمیم گرفت محدودیتهایى را براى عزادارى ایجاد كند. به همین دلیل وعاظ از سخنرانى علیه شاه و اسرائیل و آمریكا منع شدند.

حماسه رهبرى در عاشوراى 42
امام خمینى با تبلیغات و اقدامات خود، طى حدود دو ماه، حادثه فیضیه را تا نزدیك محرم تداوم داد. شهر قم شاهد سخنرانى تاریخى امام علیه شخص شاه، آمریكا و اسرائیل بود. این سخنرانى به منزله رویارویى مستقیم و آشكار با حكومت بود و نشان مى داد كه امام، روحانیت و مردم، به نقطه غیر قابل بازگشتى با دستگاه رسیده اند. امام فرمودند: "اى آقاى شاه! اى جناب شاه! بدبخت، بیچاره! 45 سال از عمرت میره، عبرت بگیر. عبرت از پدرت بگیر. اگر راست مى گویند كه تو با اسلام و روحانیت مخالفى، بد فكر مى كنى. اگر دیكته مى كنند، به دست تو مى دهند، در اطراف آن فكر كن. چرا بى تأمّل حرف مى زنى؟ چه ارتباطى بین شاه و اسرائیل است كه سازمان امنیت مى گوید: از شاه صحبت نكنید، از اسرائیل هم صحبت نكنید؟ آیا به نظر سازمان امنیت، شاه، اسرائیلى است؟ آیا به نظر سازمان امنیت، شاه یهودى است؟ آقاى شاه! اینها مى خواهند تو را یهودى معرفى كنند تا من بگویم كافرى، از ایران بیرونت كنند و به تكلیف تو برسند. "

طى حدود 24 ساعت بعد از این سخنرانى، رژیم سریعا عكس العمل نشان داده و مأموران شاه، نیمه شب پانزدهم خرداد، امام را به تهران منتقل و به زندان قصر بردند.

صبح 15 خرداد، مصادف با 12 محرم، خبر دستگیرى امام در سراسر ایران منتشر شد و مردم به شدّت عكس العمل نشان دادند و در حدّ وسیعى اعتراض كردند. دسته جات عزادار به تظاهرات پرداختند و مردم قم گروه گروه با اظهار خشم و نفرت از این عمل دستگاه، به طرف حرم حضرت معصومه حركت كردند و جمعیت انبوهى در آنجا گرد آمدند. با توجه به دستگیرى امام، مأمورین شاه كه از قبل آمادگى كامل داشتند، به جان مردم افتاده و جمعى را شهید و برخى را مجروح نمودند.

در واقع مى توان قیام 15 خرداد را حركت خود جوش و مردمى ـ بدون برنامه ریزى قبلى ـ دانست كه با توجّه به بسترها و زمینه هاى قبلى به وجود آمد و در حمایت از رهبر دینى و یارى آرمانهاى متعالى، به اوج خود رسید و شهرها و مناطق مختلف ایران را در بر گرفت.

سوگمندانه باید گفت كه اجتماعات و تظاهرات مردمى زنان و مردان در اعتراض به بازداشت امام در قم، تهران و برخى دیگر از شهرها با هجوم نیروهاى مسلح و مأمورین خون آشام به خاك و خون كشیده شد.

سیل خروشان كشاورزان غیور و كفن پوش ورامین، دهقانان كَنْ و مردم جماران به سوى تهران سرازیر شد و انبوه جمعیت ـ اعم از بازاریان، بار فروشان، معلمان، دانشگاهیان و اقشار مختلف مردم، با غریو رعدآساى یا مرگ یا خمینى و مرگ بر شاه، تهران را به لرزه در آورد.

این اعتراضات الهى و به حق، با واكنش شدید رژیم روبه رو شد و توسّط نیروهاى جهنّمى و خون آشام خود، تظاهر كنندگان را با وضع فجیعى قتل عام نمود. و... به این ترتیب یوم اللّه 15 خرداد شكل گرفت.

به طور خلاصه مى توان عوامل، بسترها و زمینه هاى شكل گیرى قیام پانزده خرداد را چنین شمارش كرد:

1. ارائه پى در پى طرحها و لوایح غیر اسلامى و دین ستیزانه؛

2. اسلام ستیزى رژیم و كم رنگ كردن آموزه ها و دستورات دینى؛

3. ایجاد فشار و اختناق و تحوّلات آمرانه؛

4. نادیده گرفتن مرجعیت و قدرت رهبرى دینى؛

5. هتك احترام مرجعیت؛ به خصوص امام خمینى (با دستگیرى ایشان)؛

6. ترویج تدریجى و آرام ارزشهاى غربى براى به حاشیه راندن دین؛

7. برگزارى انتخابات فرمایشى و ایجاد مجالس مطیع (در واقع كم رنگ كردن قانون اساسى)؛

8. قبضه مطلق قدرت و نادیده گرفتن نظرات روحانیون و مردم؛

9. محك زدن قدرت مذهبى مردم و بررسى امكان حذف این نیروى اثرگذار و تهدید علما؛

10. غائله سازى عمدى و ایجاد اختلاف بین مردم؛

11. تحریكات شدید عوامل رژیم علیه اسلام گرایان و اتهامات ناروا (چون ارتجاع سیاه و پیوند با خارج و...) علیه آنان؛

12. سركوبى شدید اعتراضات مردمى؛ از جمله حمله دَدمنشانه به فیضیه.

دستاوردها و پیامدهاى قیام
================
با اعتراضات و تظاهراتى كه صورت گرفته بود، امام خمینى رحمه الله پس از ده ماه زندانى شدن، در 18 فروردین 43 به قم مراجعت كرد و مورد استقبال با شكوه مردم و روحانیون قرار گرفت. این استقبال و توجّه مردم، به نوبه خود، پس از حادثه 15 خرداد، براى امام و انقلاب یك پیروزى محسوب مى شد و نقطه عطفى بر این حركت انقلابى مردمى به شمار مى آمد كه پس از فراز و نشیبهایى سرانجام در سال 57 با سرنگونى رژیم شاهنشاهى به پیروزى رسید. نهضت 15 خرداد در اندیشه بنیان گذار نظام جمهورى اسلامى، داراى منزلتى ویژه بوده و مبدأ انقلاب اسلامى است.

"15 خرداد را بشناسید و مقصد 15 خرداد را بشناسید و كسانى كه 15 خرداد را به وجود آوردند، بشناسید.... 15 خرداد از همین مدرسه (فیضیه) شروع شد. عصر عاشورا در همین مدرسه اجتماع عظیم بود و 15 خرداد براى اسلام بود ... و به اسم اسلام بود و به مبدأیت اسلام و راهنمایى روحانیت و همین جمعیتها كه الآن اینجا هستند... . "

با بررسى ابعاد مختلف این قیام، مى توان آثار و دستاوردهاى فراوانى براى آن شمارش كرد، از جمله:

1. شكست دكترین كندى؛

2. آشكار شدن ماهیت ضد اسلامى شاه؛

3. تقویت روحیه دینى و دفاع مذهبى مردم؛

4. افزایش رشد سیاسى روحانیت و توده هاى مردم؛

5. قرار گرفتن علما و مراجع در سطح رهبرى و پیشتازان نهضت؛

6. تعمیق پیوند روحانیت با اقشار مختلف؛ بخصوص دانشجویان؛

7. الگو قرار گرفتن مذهب براى مبارزه (اسلامى تر شدن انقلاب)؛

8. افشاى چهره ریاكارانه شاه؛

9. تشكیل سازمانها و گروه هاى اسلامى؛

10. شكل گیرى جدّى اندیشه براندازى رژیم؛

11. رشد آگاهى و تفكّر انقلابى مردم؛

12. برملا شدن ماهیت ملّى گراها؛

13. پایان یافتن مبارزه در چهار چوب نظام حاكم (به عنوان شیوه غالب مبارزه و به عنوان رفرم)؛

14. مركز قرار گرفتن نیروهاى معارض مذهبى؛

15. شروع دور جدید مبارزات روحانیت (ورود جدّى روحانیت به عرصه سیاست)؛

16. افشاى خطر صهیونیسم؛

17.تضمین پیروزى نهضت (آشكار شدن طلیعه هاى پیروزى)؛

18. فروپاشى تز جدایى دین از سیاست و... .

با توجّه به همین آثار و پیامدهاى مؤثر و غیر قابل انكار بود كه امام خمینى رحمه الله ، بر حفظ نام و یاد 15 خرداد و شناخت ارزشهاى آن تأكید داشت.

در اینجا بخشى از این دستاوردها مورد بررسى قرار مى گیرد:

1. شكست دكترین كندى در حفظ رژیم پهلوى
همان طور كه پیش تر گذشت، خاستگاه طرح و ایده هاى دین ستیزانه و غرب گرایانه شاه، دكترین كندى و برنامه كلّى دموكراتها جهت استثمار بیشتر ملّتها و فریب افكار عمومى بود. آمریكاییها با این كار مى خواستند جلوى انقلابهاى گسترده را بگیرند و طبقات مختلف مردم ـ از جمله كشاورزان و كارگران ـ را آرام سازند. انقلاب سفید در همین راستا به مرحله اجرا در آمد؛ ولى این نقشه استعمارى در جریان قیام 15 خرداد شكست خورد؛ چرا كه رژیم شاه ـ كه خود را حامى كشاورزان، دهقانان و كارگران معرفى مى كرد ـ با به خاك و خون كشیدن این گروه و توده مردم مسلمان، ماهیت واقعى خویش را بر ملا ساخت. البته با این اقدامات موضعى، نهضت به تأخیر افتاد؛ ولى به هر حال نتوانست كار اساسى در حفظ رژیم شاه انجام دهد.

در این راستا امام رحمه الله فرمود: "گرچه ملّت غیور ایران با فداكارى عظیم خویش و تسلیم قریب پانزده هزار شهید به درگاه خداوند متعال، به ظاهر سركوب شد و دژخیمان رژیم جنایتكار پهلوى، ننگى ابدى بر ننگهاى پنجاه ساله خود افزودند؛ لكن سر لوحه پیروزى اسلام و ملّت بود... این شهادت دلاورانه ملّت مظلوم ایران، تخت و تاج پهلوى، جریان پهلوى صفتان را كه به اسم اسلام خواستند اسلام را از صحنه خارج نمایند و افكار غرب و نشخوار آمریكا را جانشین وى كنند، از تاریخ ایران بیرون راند. در حقیقت دستاورد نهضت 15 خرداد 42، پیروزى 22 بهمن 57 بود. "

2. تعمیق ماهیت دینى و الهى قیام
بر خلاف برخى گروه ها و سازمانهاى سیاسى كه مبارزه آنها با رژیم ستم شاهى، حول محورهایى غیر از محور اسلام مى چرخید، نهضت امام خمینى رحمه الله نهضتى اسلامى و بر پایه آرمانهاى والاى این مكتب الهى و حیات بخش بود.

با بر پایى خروش 15 خرداد، اندیشه جدایى دین از سیاست، عدم نظریه پردازى دین براى حكومت و انقلاب، در حاشیه ماندن اسلام و... رنگ باخت و قدرت و حركت سازى اسلام آشكار شد.

امام در این زمینه مى فرماید: "پانزده خرداد، مبدأ عطفى بود در تاریخ؛ نه پیرو نهضتهاى دیگر، قیامهاى دیگر. این شعار باید محفوظ باشد كه این قیام؛ قیام ملّى نیست. این قیام، قیام قرآنى است، این قیام، قیام اسلامى است. "

از طرف دیگر پیش از پانزده خرداد، مذهب در میان بسیارى از دانشجویان و تحصیلكردگان و روشنفكران به عنوان راهنماى مبارزه مورد توجّه نبود. تبلیغات چند ده ساله استعمار به دست رضا شاه و فر زند او، و تبلیغات كمونیستها (كه دین را افیون توده ها مى دانستند) از یك سو، و كوتاهى بعضى از روحانیون از سوى دیگر، در ذهن جوانان تصویر غلطى از اسلام به وجود آورده بود. آنان اسلام را مكتبى جامع كه بتواند همه نیازهاى فردى و اجتماعى انسان را برآورده سازد، نمى دانستند و حداكثر تصوّر مى كردند دین مجموعه اى از آداب و عبادتهاى فردى است كه ارتباطى با مسائل اجتماعى و حوادث جدید روزگار ندارد. اما با شروع نهضت و اوج گرفتن آن در 15 خرداد، تمامى این تبلیغات سوء از بین رفت.

وحدت حوزه و دانشگاه و روحانى و دانشجو، در حقیقت با قیام پانزده خرداد پایه گذارى شد. امام خمینى رحمه الله درباره زندانیان و شهداى قیام 15 خرداد مى گوید: "گناه آنها دفاع از حق بود، دفاع از قرآن كریم بود، به جرم نصایح مشفقانه و صلاح اندیشى اهانت شدند، به حبس كشیده شدند، محصور گردیدند و... . "

3. تثبیت رهبرى اسلام و امام
مبارزات ضدّ استعمارى و دیكتاتورى مردم پس از كودتاى 28 مرداد 32 تا حدود زیادى تحت تأثیر شرایط حاكم و نیز در واكنش به عملكرد گروه هاى سیاسى ملى گرا محدود گشت؛ ولى نفرت و كینه از هیئت حاكمه همچنان رو به افزایش مى رفت. بدین خاطر با شروع نهضت در مهر ماه 41 و ادامه آن تا خرداد 42 این مبارزات جهت ویژگى دینى اسلامى آن، مورد استقبال و حمایت مردم واقع شد.

در واقع مردم بیانات روشن و قابل فهم امام را در مورد خطراتى كه اسلام را تهدید مى كرد درك نمودند و ایمان و اعتقاد آنان به عنوان یك عامل نیرومند و جریان ساز عمل كرد. اتحاد مجموعه سه عنصرى اسلام، امام و مردم به صورت قدرت جدیدى در مقابله با رژیم و سلطه خارجى درآمد كه خاموش نشد و تا پیروزى انقلاب در بهمن 57 شعله ور ماند. امام راحل خود در این زمینه مى فرماید: "در حقیقت دستاورد نهضت 15 خرداد 42 پیروزى بهمن 57 بود ... روز 15 خرداد در عین حال كه چون روز عاشورا، روز عزاى عمومى ملّت است، روز حماسه و تولّد جدید اسلام و مسلمانان است... عاشورا با نَه خود، یزیدیان را در طول تاریخ نفى كرد و به گورستان فرستاد، 15 خرداد (نیز) پهلویان و پهلوى صفتان و ابرقدرتها را مدفون كرد ... . "

و بدین ترتیب قدرت اسلام و رهبرى امام، به طور جدى وارد صحنه مبارزه گردید و توده هاى مردم را همراه نمود.

4. افشاى چهره ریاكارانه شاه
شاه پیوسته مى كوشید خود را بى گناه، حامى اسلام و روحانیون جلوه دهد و با ابزارهایى چون تعویض نخست وزیر، دولت را مسئول نا آرامیها نشان دهد. قیام خونبار 15 خرداد، شاه را ناگزیر ساخت به این ریاكاریها و نیرنگ بازیها پایان دهد و با چهره اى عریان و دین ستیزانه به صحنه آید. پس از كشتار مردم، همه دریافتند كه ریشه تمام فسادها و خرابیها شاه است و باید آماج تیرهاى اعتراض قرار گیرد. وقتى خبر حمله پلیس و مأموران نظامى به مردم و روحانیون (در مدرسه فیضیه) به رهبر انقلاب رسید، چند بار پیاپى فرمود: "رژیم خود را رسوا كرد و ماهیت خود را بروز داد. " امام در تاریخ 15/3/1360 مى گوید: "در 15 خرداد 42 ... گرچه ملّت غیور ایران با فداكارى عظیم خویش و تسلیم قریب پانزده هزار شهید به درگاه خداوند متعال، به ظاهر سركوب شد و دژخیمان رژیم جنایتكار پهلوى، ننگى ابدى بر ننگهاى پنجاه ساله خود افزودند؛ لكن سرلوحه پیروزى اسلام و ملّت بود. " و "15 خرداد، روى دولتها را سیاه كرد، ما نمى خواستیم این قدر روسیاهى به بار بیاید. "

5. محوریت گروه هاى اسلامى
تا پیش از قیام 15 خرداد، نیروهاى مسلمان تشكیلاتى نداشتند و دست كم از تشكیلات موفّق و كار آمد بى بهره بودند. پس از این قیام ضرورت تشكیلات و ایجاد سازمانهایى جهت هدایت مبارزان، مورد توجّه نیروهاى مذهبى قرار گرفت. هیئتهاى مؤتلفه ره آورد این اندیشه است كه از به هم پیوستن گروه هاى مختلفى چون دانشجویان، روحانیان و بازاریان با اطلاع حضرت امام و در ارتباط با ایشان شكل گرفت. علاوه بر این، گروه هاى دیگرى نیز به اسم دین به مبارزه پرداختند؛ مانند حزب ملل اسلامى، انجمنهاى اسلامى و... . "

این مسئله موجب محور قرار گرفتن نیروهاى مذهبى و محو و كم رنگ شدن گروه هاى ملّى و ایدئولوژیك (مثل توده ایها) از صحنه سیاست شد. با آغاز نهضت اسلامى به رهبرى امام امت و همگانى شدن مبارزه بر ضدّ رژیم شاه و دربار، سازمانهاى سیاسى و ماركسیستى مانند جبهه ملى و حزب توده ایران، به سبب وابستگى و ناتوانیهاى فكرى و فرهنگى نمى توانستند پا به پاى ملّت در نهضت اسلامى حركت كنند؛ از اینرو از مردم به پاخاسته عقب ماندند و در میان هواداران و طرفداران خود نیز جایگاه و موقعیت خویش را از دست دادند. این گروه ها نه تنها در قیام تاریخى 15 خرداد شركت نكردند؛ بلكه حتى از همدردى با ملّت به خون تپیده ایران نیز سرباز زدند و ماهیت واقعى آنها آشكار گردید و در واقع تا حدودى از گردونه انقلاب خارج شدند.

6. ورود جدّى روحانیت به عرصه سیاست
تاریخ معاصر ایران گواه این واقعیت است كه هر گاه رهبران روحانى، مردمى و انقلابى، حركتى سیاسى و اجتماعى را آغاز كردند، كامیاب شده و در مبارزه بر ضد سلطه و استبداد موفقیتهاى زیادى را به دست آورده اند. اعتماد و اعتقاد مردم به صلاحیت رهبرى دینى و روحانى در طول چند قرن اخیر، باعث دشمنیهاى كینه توزانه تمامى قدرتهاى استعمارى و استبدادى بوده است؛ به طورى كه حذف، انزوا و مبارزه با آنان یكى از سیاستهاى ثابت آنها در ایران به شمار مى رفته است.

مخالفت مراجع و اكثریت روحانیون با لایحه انجمنهاى ایالتى و ولایتى، مقابله با دیكتاتورى و رفراندوم غیر قانونى و سرسپردگى شاه به آمریكا و اسرائیل، حمله شاه به مدرسه فیضیه، دستگیرى امام خمینى رحمه الله و تعداد دیگرى از روحانیون و...، مجموعاً باعث ورود جدّى روحانیون به عرصه سیاست از طرفى و جلب حمایتها و تبعیتهاى مردمى از سوى دیگر بود.

تبلیغات منفى رژیم و نسبت دادن اتهامات ناروا نیز نتوانست مانع ورود روحانیون به این عرصه شود و یا حمایتهاى مردمى را تضعیف كند. به تعبیر امام خمینى، "پانزده خرداد یك نقطه عطفى است در تاریخ كشور ما كه از همان وقت شروع به فعالیت سیاسى شد و روحانیون از همان وقت خودشان را مجهّز كردند.... در عین حالى كه پانزده خرداد یك مصیبتى بود براى ملت ما، كلّاً مبدأ جنبش بود. از همان وقت و جلوتر از آن وقت، روحانیون قیام كردند و به دست روحانیون نهضت شروع شد. از قم شروع شد و پانزده خرداد یك انعكاسى بود از همان قیام. روحانیت را گرفتند و قریب تمام ـ تقریباً ـ علماى تهران را گرفتند و حبس كردند و شاید مدتى هم علماى تهران، وعّاظ تهران در حبس بودند و بعد به تدریج رها شدند و از آنجا شروع شد به نهضت و مخالفت. در عین حالى كه نهضت 15 خرداد مصیبت بود براى ما؛ لكن این موهبت را هم خداى تبارك و تعالى به ما عطا كرد كه مردم بیدار شدند و لبّیك گفتند به صداى روحانیون و در همه جا، در همه مملكت این نهضت شروع كرد و مبدأش از همان 15 خرداد بود. "

7. دشمن شناسى و خطرشناسى
پیش از آغاز نهضت امام و قیام 15 خرداد، لبه تیز حمله عناصر به ظاهر مبارز، به سوى دولتها و مهره هاى دست دوم رژیم حاكم بود و فراتر از آن نمى رفت. امام امت رحمه الله از آغاز نهضت اسلامى كوشید، عامل بدبختى و دشمن اصلى ملت و كشور ایران را به مردم نشان داده و توده هاى مسلمان و مستضعف را به رویارویى و مبارزه با او وادارد.

این رسالت تاریخى در زمان كوتاهى به انجام رسید تا آنجا كه مردم در 15 خرداد 1342، با فریاد مرگ بر شاه رویاروى وى ایستادند و این روند را تا 22 بهمن 1357 و سقوط رژیم شاهنشاهى ادامه دادند.

علاوه بر این، لبه تیز حملات و انتقادهاى امام و مردم متوجّه آمریكا و اسرائیل گردید و خطر آنها براى عموم آشكارتر شد.

چنان كه امام رحمه الله در نطق تاریخى خویش در 13 خرداد 42 فرمود: اسرائیل نمى خواهد در این مملكت قرآن باشد. اسرائیل نمى خواهد در این مملكت علماى اسلام باشند. اسرائیل نمى خواهد در این مملكت احكام اسلام باشد... دولت ایران به تبعیت از اغراض و نقشه هاى اسرائیل، به ما اهانت كرده و مى كند. "

امام در تاریخ 1/6/49 مى گوید: "15 خرداد از خاطره ها محو نخواهد شد و باید در سالروز آن، هر چه بیشتر آن را زنده نگه داشت. 15 خرداد ـ كه مصادف با 12 محرم بود ـ سند زنده مخالفت شجاعانه ملت ایران در مقابل استبداد و عمّال اجانب، و در قبال استعمار چپ و راست بود و از شعله هاى فروزان نهضت سید مظلومان در مقابل دستگاه استبداد بنى امیه علیهم اللعنة بود... "

نویسنده: رحیم كارگر

منبع: نشریه مبلغان -شماره 103

فارس نیوز

نویسنده:طاها ساعت 09:39 ب.ظ موضوع :‌ ک-اطلاعات تاریخی , ک-مناسبت ها وتقویم تاریخ ,

لینك ثابت | نظرات ()